خرید بک لینک

فانوس

رفتم و در پیچ و تاب جاده نا پیدا شدم

کاش می شد تا بگویم بی جهت رسوا شدم

با همه رنج و غم و افسوس ودرد اشک و آه

دیگر آن من،من نبودم وه چه بی پروا شدم

روشنی بخش نگاهم شمع فانوس تو بود

آن هم از کف رفت و من چون ظلمت شبها شدم

در میان جمع یاران بودم و لیک ای دریغ

زیر باران غمت بی همدم و تنها شدم

+ نوشته شده در پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵ساعت 13:39 توسط ساحل |

برچسب: فانوس, نویسنده: پویا زارعی‌پور تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:09

صفحه بندی